نجات یافتگان

عبادت در کلیسا به من آرامش نمی داد/ قرآن زندگی ام را تغییر داد

cover.5968.200x200

اعتقادات دینی همه ما از خانواده‌هایمان نشاءت می‌گیرد. من نیز دین خانواده‌ام را داشته و با آن بزرگ شده بودم. اما اغلب مواقع به معنای زندگی و علت آفرینش و حیات می‌اندیشیدم. وقتی بزرگتر شدم علاقه من به دین نیز افزایش یافت. هرشب برای آسایش زندگی به درگاه خدا دعا می‌کردم، انجیل خوانده و به کلیسا می‌رفتم...

پایگاه خبری فرقه ، مادر دختری که پیش از این در جمهوری مقدونیه به اسلام گرویده بود و این تصمیم را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته بود، اعلام کرد که به این تصمیم دخترش افتخار می‌کند. ونسا، مادر کاترینا زائوا در صفحه فیس بوک خود نوشت که از تصمیمات دخترش حمایت کرده و به او افتخار می‌کند.

کاترینا هم که در خانواده مسیحی ارتودوکس در مقدونیه به دنیا آمده است، در صفحه شخصی خود در اینترنت درباره دلیل گرایش خود به اسلام چنین نوشت:

اعتقادات دینی همه ما از خانواده‌هایمان نشاءت می‌گیرد. من نیز دین خانواده‌ام را داشته و با آن بزرگ شده بودم. اما اغلب مواقع به معنای زندگی و علت آفرینش و حیات می‌اندیشیدم. وقتی بزرگتر شدم علاقه من به دین نیز افزایش یافت. هرشب برای آسایش زندگی به درگاه خدا دعا می‌کردم، انجیل خوانده و به کلیسا می‌رفتم، اما این عبادت‌ها به من آرامشی نمی‌دادند. و کم کم به این نتیجه رسیدم که مسیحیت دین درستی برای من نیست و هیچ چیز مرا به سمت این دین جذب نمی‌کرد. من از خودم می‌پرسیدم چرا باید به کلیسا باور داشته و شمایل و تندیس‌ها را ببوسم. با این حال کسی را نمی‌شناختم که به من کمک کند و این دوره سختی برای من بود.

در اسلام، حقیقت زندگی را یافتم

من همیشه به دنبال یافتن راهی برای تسکین روحم بودم، اما نمی‌دانستم به دنبال چه بگردم و  ناتوان بودم تا اینکه خداوند بلند مرتبه مردی مسلمان را به سویم فرستاد و از طریق او حقیقت را فهمیدم. من او را در اسکوپیا ملاقات کردم. او کتاب قرآن را به من هدیه کرد.

مطالعه قرآن همه چیز را برای من عوض کرد. سال‌ها جستجوی من بالاخره به نتیجه رسیده بود. من با اسلام آشنا شدم و حقیقت زندگی و جوهر حیات را یافتم. آموختم که عاشق حجاب بوده و به این ترتیب احساس پاکی به من دست داد. هر زمان که صدای لرزان خود را می‌شنوم، گریه شوق چشمانم را پر کرده و می‌خواهم هرگز این احساس را از دست ندهم. / علت نیوز

ماجرای مسلمان شدن یک اشراف‌زاده انگلیسی

41633 739

زمان تأسیس اسرائیل در خیلی از تبلیغات این کشور را «اسرائیل شجاع» معرفی می‌کردند که همه کاری می‌توان آنجا انجام داد و مانند بهشت است. از آنجا که من با مسلمانان زندگی کرده بودم باور نمی‌کردم که این رسانه‌ها واقعیت را بگویند و درباره مسلمانان و اسلام حقیقت را انعکاس بدهند من همیشه با مسلمانان بودم و آنها رابطه دوستانه و خوبی با من داشتند.
به گزارش پایگاه خبری فرقه ، «ابراهیم گوییوز» مرد مسن انگلیسی است که شاهد تاسیس دولت صهیونیستی هم بود. گوییوز درباره مسلمان شدن خودش می‌گوید این‌که چگونه بعد از تحقیق و مطالعه در خصوص ادیان مختلف سرانجام اسلام را انتخاب کرد و مسلمان شده اشت.
او تعریف می‌کند: زمانی که بچه بودم و هنوز چیزی را تشخیص نمی‌دادم خیلی دلم می‌خواست به نقاط مختلف بروم و اطلاعات و شناختی داشته باشم. ابتدا مسیحی کاتولیک بودم ولی ارضا نمی‌شدم سپس ادیان بودیسم را دنبال کردم اما باز هم احساس می‌کردم  نمی‌توانم به چیزی که می‌خواهم برسم و حق را درک نمی‌کردم.
او می‌گوید: با مسلمانان زیادی ملاقات داشتم اما نمی‌دانستم مسلمان هستند. یک روز به بصره در عراق رفته بودم و به محلی برای خوردن غذا رفتم کسی به من غذا داد ولی با کمال تعجب دیدم مردم آنجا نشسته بودند ولی هیچ کس چیزی نمی‌خورد از این که من غذا می‌خوردم حس و حال خوبی نداشتم آنها با این‌که موقع غذا بود و گرسنه بودند ولی چیزی نمی‌خوردند. متوجه شدم وقت غروب که اذان گفته شد بعد همه آنها شروع به خوردن غذا کردند گفتند ماه مبارک رمضان است اما من نمی‌دانستم این ماه چه ماهی است.
من همواره به این بخش از جهان توجه داشتم سال ۱۹۴۸ به آنجا رفته بودم درحالی‌که می‌دیدم که تمام رسانه‌ها علیه آنها و اسلام  بودند. زمان تأسیس اسرائیل در خیلی از تبلیغات، این کشور را  «اسرائیل شجاع» معرفی می‌کردند  که همه  کاری می‌توان آنجا انجام داد و مانند بهشت است. از آنجا که من با مسلمانان زندگی  کرده بودم باور نمی‌کردم که این رسانه‌ها واقعیت را بگویند و درباره مسلمانان و اسلام حقیقت را انعکاس بدهند من همیشه با  مسلمانان بودم و آنها رابطه دوستانه و خوبی با من داشتند.
پس از مطالعه در خصوص مسیحیت و ادیان دیگر برای شناخت اسلام قرآن را خواندم  خیلی تحت تاثیر آن قرارگرفتم. اینکه من را بخوانید تا اجابت کنم شما را….   ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ  )سوره غافر آیه ۶۰(من متوجه نمی‌شدم ولی حس خوبی داشتم  بعد  شروع به آموزش و مطالعه بیشتر درباره اسلام  با کمک مسلمانان کردم.
در کشور تونس که رفته بودم. یک روز جمعه مقابل مسجدی در قهوه‌خانه نشسته بودم. ناگهان متوجه شدم که جمعیت زیادی از مردم به مسجد می‌روند، جمعیت بیش از حد معمول بود، من نمی‌دانستم چرا این وضعیت وجود دارد خیلی دوست داشتم علتش را بدانم  کنجکاو بودم می‌خواستم با آنها به مسجد بروم. همراه آنها به  مسجد وارد شدم و از یک نفر درباره اسلام سوال کردم  او وقت زیادی گذاشت و برایم از اسلام حرف زد همه را با تمام وجود حس می‌کردم  این اولین باری بود که به مسجد مسلمانان می‌رفتم خیلی برایم جالب بود همان روز شهادتین را گفتم و مسلمان شدم.
پس از مدتی به انگلیس بازگشتم و در محله مسلمانان ساکن شدم. آنها  خیلی من را حمایت کرده‌اند انها من را درک می‌کنند من تا به حال کار خاصی برایشان انجام نداده‌ام ولی آنها تا این لحظه همراه با هم بوده‌اند و به من کمک کرده‌اند. 
منبع: رهیافته

افشای ماهیت وهابیت از زبان «عصام العماد» وهابی شیعه شده

cover.5198.200x200

مشهد-دکتر «عصام العماد» فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های مذاهب عربستان سعودی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است در جمع دانشجویان مشهد به افشای ماهیت وهابیت پرداخت.

پایگاه خبری فرقه ، عصام العماد، عصر سه‌شنبه در همایش بزرگداشت غدیر که در محل سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: من در ابتدا وهابی بودم و معتقد بودم که حقانیت از آن وهابیت است و اعتقاداتم از روی تکرار و اجبار نبود بلکه با عشق این مذهب را دنبال می‌کردم و تبلیغات گسترده‌ای در خصوص مذهب وهابیت انجام می‌دادم.

این شیعه‌شناس که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است بیان کرد: مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است.

وی یادآور شد: نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری که در دنیا صورت می‌گیرد ناشی از این تفکر است. العماد، بزرگ‌ترین مشکل دنیای اسلام را حرکت وهابیت دانست و با بیان این که وهابیون به مقوله‌ای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند تاکید کرد: فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است.

وی بیان کرد: متاسفانه در تمام دانشگاه‌های عربستان كتاب‌های شيخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسي است و از همان ابتدا افكار اين شخصيت در وجود دانشجويان مستقر می شود لذا به ياد دارم كه وقتي در دانشگاه «محمد سعود» درس مي‌خواندم قريب هزار رساله دكترا در تكفير شيعه وجود داشت و اين در حالي است كه در حوزه‌هاي علميه ايرانی من فتوايي بر تكفير اهل سنت نديده‌ام.

در های حقیقت بر رویم گشوده شد

وی با اشاره به اینکه پس از روی آوردن به مکتب تشیع از تمام دوستان و اعضای خانواده‌ام طرد شدم، گفت: پس از شیعه شدن از یک‌جهت خوشحال بودم چراکه درهای معرفت و حقایقی از دین به روی گشوده شد که تا پیش از آن چنین مطالبی را نمی‌توانستم درک کنم.

وی بیان کرد: از طرف دیگر برایم جای نگرانی داشت چراکه علاوه برکنار گذاشته شدن توسط خانواده و اجتماع، تمام آینده‌ای که ترسیم کرده بودم از بین رفت.

این محقق به نام شیعه مسئله ولایت حضرت علی(ع) و مسئله غدیر را به‌قدری مهم دانست که خداوند در قرآن آیه‌ای برای آن نازل می‌کند و رسیدن به مرحله کمال تبلیغ برای پیامبر اکرم(ص) را معرفی حضرت علی(ع) معرفی می‌کند و افزود: طرح چنین موضوعاتی در جامعه‌ای مانند ایران که این قبیل مسائل در آن نهادینه‌شده و کودکان با چنین تفکراتی پرورش می‌یابند امری بسیار طبیعی است اما برای من که با تفکرات ضد شیعی رشد یافته بودم قبول چنین مطالبی بسیار سخت بود.

وی تأکید کرد: عشق به خدا باعث می‌شود عشق به اهل‌بیت(ع) و ولایت در دل شکل بگیرد و این مسئله باعث می‌شود تا در اوج مشکلات نیز در دل خوشحال بوده چراکه با نعمت وجود محبت و عشق به اهل‌بیت(ع) جای ناراحتی و اندوه در دل مو من باقی نمی‌ماند.

عصام العماد ادامه داد: مسئله محبت و عشق در فرهنگ‌نامه حضرت رسول اکرم(ص) بارها تکرار شده است و روایات تاریخی شاهد اوج ابراز محبت پیامبر(ص) به خاندانشان است.

وی با اشاره به اینکه در قرآن نمایش‌های هنری به زیبایی به تصویر کشیده شده است و در کنار هر زیبایی یک پلیدی و زشتی نیز مشاهده می‌شود، گفت: فردی که گمراه است و به‌آرامی و با نشانه‌های مختلف به محبت اهل‌بیت(ع) دست می‌یابد، عشق به اهل‌بیت(ع) در دل او خاموشی ندارد و باید مراقب باشیم که محبت به اهل‌بیت و ولایت برایمان به امری تکراری و روزمره تبدیل نشود.

دلیل شیعه شدن

استاد سابق دانشگاه الا زهر مصر تصریح کرد: پس از عمیق شدن در معنا و تفسیر دو آیه «الم ذالک الکتاب لاریب فیه» و «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك» درک پیام خداوند برای بشریت برایم آشکارتر شد و به دنبال حقیقت اسلام حقیقی رفتم.

عصام العماد ادامه داد: دریکی از کتاب‌های معتبر وهابیت در ذیل آیه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك» نوشته‌شده بود که پیامبر(ص) زمانی که این آیه را تلاوت می‌کردند در لابه‌لای این آیه نام حضرت علی(ع) را نیز می‌بردند و این برای من که در جامعه‌ای وهابی رشد یافته بودم جای بسیار تعجب بود و این آیه یکی از دلایل شیعه شدن من شد. / مهر

سفر از هندوئیسم و مسیحیت به اسلام و تشیع

cover.5206.200x200

من موضوعات مختلفی را از دیدگاه‌های اسلام و مسیحیت مطالعه می‌کردم. در حجیت کتاب مقدس مسییحیان سندی وجود ندارد. نویسندگان مختلفی این کتاب را نوشته‌اند و ترجمه‌های آن دقیق نیست.

پایگاه خبری فرقه ، محمد علی مهدی، تازه مسلمان انگلیسی از سفر معنوی خود به اسلام می‌گوید: السلام علیکم. اسم من محمدعلی مهدی است. ساکن بیرمنگام انگلستان هستم. وقتی اسلام را پذیرفتم به صراحت شیعه را اسلام حقیقی یافتم. شیعه یعنی محب اهل البیت. امیدوارم این مطلب باعث رنجش خاطر کسی نشود ولی من یافته خودم را بیان می‌کنم. امیدوارم کسانی که گوش می‌دهند برداشت غلطی از شیعه و اهل البیت نداشته باشند.

من زیبایی‌هایی را یافتم که می‌خواهم به شما نیز بگویم تا محبت شما نیز افزون گردد و درک بالاتری از اسلام و آنچه خداوند برای شما ذخیره کرده است، داشته باشید.

من در شهر بیرمنگام متولد شدم. مادرم در سه ماهگی مرا به غرب هند فرستاد تا با پدربزرگ و مادربزرگم زندگی کنم. آنها هندو بودند و من در خانواده هندوها بزرگ شدم و به ویشنو دعا می‌کردم و کتاب هندوها را می‌خواندم. پدربزرگ و مادربزرگم سال‌ها پیش مسیحی شدند و من هم به تبع آنها مسیحی شدم. این دو دین قبلی من بود.

من چیزی راجع به اسلام نمی‌دانستم و به هیچ ایدئولوژی نیز پایبند نبودم. اطلاعاتم راجع به اسلام این بود که آنها شمشیر دارند و عمامه به سر می‌گیرند و خیلی جنگ‌طلبند. اینها اطلاعاتی بود که توسط رسانه‌ها و برخی مردم دریافت کرده بودم. از این رو اسلام به گونه‌ خوب و شگفت‌انگیز برای من ارائه نشده بود. اسلام دینی بود که همیشه از آن و پیروانش دوری می‌کردم. در ۲۳ سالگی که به انگلستان بازگشتم، از مغازه‌ای عبور کردم که روی آن نوشته شده بود مرکز اطلاعات اسلامی شیعی. من با مرکز اطلاعات اسلامی آشنا بودم اما راجع به شیعه چیزی نشنیده بودم.

چون به عنوان یک جوان دنبال عقاید عقلانی بودم و از فکر کردن و به چالش کشیدن خود نمی‌هراسیدم و مطمئن بودم که فریب دیگران را نمی‌خورم، داخل مغازه شدم و راجع به برخی کتب سؤال کردم. گفتم راجع به اسلام چیزی نمی‌دانم و می‌خواهم مطالعه کنم و راجع به عقاید و اعمال اسلامی بدانم. سه ماه بعد از مطالعه و بررسی به همان‌جا برگشتم و گفتم دوست دارم مسلمان شوم. گفتم من دینی جز اسلام نمی‌شناسم که راجع به خدای حقیقی و آنچه خداوند از انسان می‌خواهد، صحبت کرده باشد. اسلام یاد می‌دهد که چگونه نماز بخوانیم و چگونه خداوند را ستایش کنیم و خدا از ما در زندگی چه می‌خواهد. خوشحالم که اینجا شرح اسلام آوردنم را با شما به اشتراک می‌گذرام و امیدوارم به گونه‌ای بیان کنم که برای شما قابل قبول باشد.

مادرم پرستار کودک بود از این رو به خاطر مشغله زیاد مرا نزد پدربرزرگ و مادربزرگم فرستاد. افتخار می‌کنم که در غرب هندوستان بزرگ شدم. پدربزرگم شرایط خوبی را برای تحصیل و زندگی برایم فراهم کرده بود. روحیه تلاش و تفکر را از آنجا یاد گرفتم و شاید اگر من در انگستان بزرگ می‌شدم چنین روحیه‌ای نداشتم و الان مسلمان نبودم. خداوند اراده کرد که من به سوی اسلام هدایت شوم. وقتی همراه پدربزرگم به کلیسا می‌رفتم، اصلی‌ترین سوالی که من داشتم و نمی‌توانستم آن را حل کنم، مسئله تثلیث بود. هرچند اساتیدم راجع به تثلیث صحبت می‌کردند و مثال‌های مختلفی برای فهمیدن آن می‌زدند ولی من نمی‌توانستم قبول کنم که هم خداوند خداست و هم عیسی خداست و هم روح القدس خداست ولی یک‌ خدا بیشتر نداریم. من نمی‌توانستم چیزی را که عقلم نمی‌پذیرد، به آن ایمان داشته باشم ولی کشیش می‌گفت شک کردن در این مسئله گناه است و تو فقط باید ایمان بیاوری و بیش از این سؤال نکنی. من همیشه به خداوند اعقتاد داشته‌ام و از خداوند می‌خواستم که دانش صحیحی راجع به خودش به من عطا کند.

از این رو خداوند به من ذهنی منطقی عنایت کرد. من از دین هندو به دین مسیحیت آمده بودم و این خودش قدم خوبی بود ولی باز عقاید مسیحی را نمی‌توانستم قبول کنم و مرتب سؤال می‌کردم. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «پرسش کلید دانش است».

در انگلستان با فرهنگ آن بیگانه بودم، همین طور با مادرم نیز احساس خوبی نداشتم چون با او بزرگ نشده بودم. از این رو بیشتر در خیابان‌ها می‌گشتم و دوران معنوی خوبی نداشتم. روزی از کنار مغازه‌ای رد شدم که روی آن نوشته شده بود: مرکز اطلاعات اسلامی شیعی. چیزی راجع به شیعه نشنیده بودم از این رو وارد مغازه شدم و سؤالاتی از صاحب آن راجع به شیعه پرسیدم. او جزوه‌ای به من داد و مرا دعوت به مطالعه آن کرد. جزوه از امام خمینی (رحمة الله علیه) بود. اسم امام خمینی را شنیده بودم ولی تا به حال از او مطلبی دینی نخوانده بودم. جزوه برایم بسیار جالب بود، امام خمینی راجع به مسلمانان تنها صحبت نمی‌کرد بلکه خطاب او به همه انسان‌ها بود و مطالبش عمومی و بین المللی بود. خیلی شوکه شدم چون اصلاً‌ ذهنیت خوبی راجع به اسلام نداشتم و اکنون با مطالبی بسیار عالی و انسانی مواجه شده بودم. به مغازه بازگشتم و درخواست کتاب‌های بیشتری کردم. فکر می‌کنم کتابی که به من دادند کتاب جرج جرداق مسیحی بود با عنوان «امام علی صدای عدالت انسانی». بعد از آن نهج البلاغه را مطالعه کردم. بسیار برایم جالب بود و من از مردم می‌خواهم نهج البلاغه و سیره امام علی (علیه‌السلام) را مطالعه کنند. راجع به اهل البیت و ۱۴ معصوم مطالعه کنند. تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار با ارزش است. تقاضای من این است که اسلام را از کتاب های اسلامی موجود در کتابخانه‌ها و اینترنت مطالعه کنند. راجع به امام خمینی و بزرگان دین مطالعه داشته باشند.

من موضوعات مختلفی را از دیدگاه‌های اسلام و مسیحیت مطالعه می‌کردم. در حجیت کتاب مقدس مسییحیان سندی وجود ندارد. نویسندگان مختلفی این کتاب را نوشته‌اند و ترجمه‌های آن دقیق نیست. باید به برادران و خواهران مسیحی عرض کنم که عیسایی که شما به آن باور دارید، آن عیسای تاریخی نیست. عیسی تاریخی یک بشر بود نه خدا. شک مقدمه یقین است، این احتمال را بدهید که ممکن است عیسی را خوب نشناخته باشید، پس به مطالعه دقیق راجع به مسیحیت بپردازید. اسلام شک را از من دور کرد و الان به خدای واحد یقین دارم. خدایی که به همه امور ما آگاهی دارد و تنها اوست که ما را مورد بخشش و غفران خود قرار می‌دهد. الحمد لله رب العالمین/ ادیان نت

تازه مسلمان مسیحی که مبلغ شیعه شد

cover.5098.200x200

من سی سال پیش شیعه شدم؛ چون رشته تحصیلی من فلسفه بود، روی ادیان و فلسفه‌های مختلف تحقیق و مطالعه زیادی داشتم. در ۱۸ سالگی به اروپا رفتم و با اسلام آشنا شدم.

پایگاه خبری فرقه ، نور اسلام،‌ نوری است که در دل هر کس در هرکجای دنیا که باشد رسوخ می‌کند و فطرت خفته افراد را بیدار می‌سازد؛ به خصوص آن‌که حقیقت‌طلبی در جست‌وجوی حقیقت باشد، اینجا دیگر زمان و مکان و مرزها بی‌معنا می‌شود و نور اسلام در دل این  افراد تا آنجا نفوذ می‌کند که آن‌ها را سیراب کند. مسیحی مسلمان شده‌ای که اکنون امام جمعه شیعیان آرژانتین محسوب می‌شود از آن جمله است؛ کسی که خدمت به مسلمانان جهت تقویت ایمان و اسلام را سی سال گذشته، هنگام ملاقات با حضرت امام خمینی (ره) اخذ کرد. فرصتی دست داد تا با حجت‌الاسلام (عبدالکریم) فیلیپ ریکاردو پاز گفت‌وگو داشته باشیم.

در ابتدا بفرمایید در اسلام چه جذابیتی داشت که مجذوب آن شدید؟

من سی سال پیش شیعه شدم؛ چون رشته تحصیلی من فلسفه بود، روی ادیان و فلسفه‌های مختلف تحقیق و مطالعه زیادی داشتم. در ۱۸ سالگی به اروپا رفتم و با اسلام آشنا شدم؛  آن زمان در كشورهای شرقی مثل هند عرفان‌هایی بود که عده‌ای را جذب می‌کرد، عده دیگری هم به دنبال انقلاب مسلح  و نظام سوسیالیستی بودند، از طرفی مسئله صوفی‌گری هم مطرح بود، لذا شروع به مطالعه درباره ادیان کردم.  بعد از چهار سال تحقیقات به یک نقطه مشترک رسیدم  و آن این‌که همه ادیان از گذشته صحبت می‌کنند و برای زمان کنونی اثری و حرف تازه‌ای ندارند تا این‌که کنفرانسی درباره اسلام برگزار شد، رفتم ببینم چه خبر است، خیلی خوشم آمد؛ موضوع درباره زندگی پیامبر اسلام بود؛ دیدم که اسلام رسانه‌ای زنده و پویاست آن را دینی استوار و منطقی دیدم  که ادامه‌دهنده توحید و از نسل ابراهیم نبی است و به شکلی گسترده‌تر و جامع‌تر است.

در طول ۱۴۰۰ سال تحریف و تغییری نداشته و از سویی رفتار مسلمانان  برایم جالب بود؛  آن‌ها در زندگی به تکالیف دینی خود مقید بودند؛  این‌ها همه روی من اثرگذار بود. اسلام را دینی زنده و پویا دیدم که زمانش تمام نشده است با اینکه مسیحی معتقد به کاتولیک بودم اما وابستگی به کلیسا نداشتم  و به اسلام روی آوردم. در عرض یک هفته اسلام را قبول کردم؛ دو سه ماه بعد به مسجد توحید دعوت شدم  که مربوط به ایرانی‌ها بود و الان هم مدیر آن مسجد هستم؛ آنجا فیلم‌ها و عکس‌هایی از انقلاب ایران، امام خمینی و سخنرانی‌های ایشان برای ما نشان می‌دادند اولین بار بود که این چیزها را می‌دیدم؛ جریانی جامع و کامل از توحید در کنار رفتار خوب مسلمانان و عقایدی که داشتند مرا مجذوب کرد و تحت تأثیر قرار داد.

آرژانتین کشور آزادیخواهان که سابقه مبارزاتی علیه استکبار دارد، با توجه به این‌که دین اسلام دین آزادیخواهی است آیا به نظر شما می‌توان به شخصیت‌هایی چون مارادونا  که شهرت هم دارند، اسلام را عرضه کرد؟

اگر اسلام را خوب عرضه کنیم دیگر با خودشان است که حرف‌های اسلامی را از غیر اسلام تشخیص دهند و بپذیرند. با مارادونا تجربه‌ای داشتیم، آنجا شایعه شده بود که  وقتی او در فلسطین بوده گفته اگر انگشترم فلسطینی باشد، انگشتم را قطع می‌کنم. حتی در لبنان این شایعه به قدری زیاد  بود که هیچ‌کس مارادونا را دوست نداشت و همه می‌گفتند ما از او خوشمان نمی‌آید.

از طریق واسطه‌ای  با مارادونا مرتبط شدم و از ماجرا سؤال کردم. با ناراحتی همه را تکذیب کرد و گفت  من با مردم فلسطین و مبارزان آن‌ها همراه هستم. خیلی هم دوست داشت به ایران بیاید می‌گفت با افرادی مثل چاوز و فیدل کاسترو عکس گرفته و دوست دارد به ایران هم بیاید، البته زمینه خوبی برای عرضه اسلام را هم  دارد  اما نمی‌تواند به همین خاطر پیراهن ورزشی‌اش را امضا کرد و به سفیر ایران هدیه کرد. می‌گفت با مردم ایران هستم خیلی دوست دارم روزی به ایران بیایم به همین دلیل رسانه‌های غربی و صهیونیستی علیه او خبرسازی زیادی کردند، معتقدم به چنین افرادی با این روحیه مبارزاتی اگر اسلام شیعی عرضه شود حتماً مؤثر خواهد بود.

نظر شما مشکلات تبلیغ شیعه در دنیا به خصوص آمریکای لاتین چیست؟

رسانه‌های غربی باقدرت تمام علیه اسلام و مرکز آن ایران، فعالیت  منفی دارند. البته چند سالی است رسانه‌های امریکای لاتین هم فعال‌شده‌اند و ایران هم شبکه هیسپان. تی. وی را راه‌اندازی نموده  و مخاطبان زیادی را سمت خود کشانده است  که هرچند حرکت خوبی است اما نیاز به  تقویت  بیشتری دارد؛ زیرا آن‌ها با رسانه‌های خودشان مردم را نسبت به اسلام  بدبین می‌کنند اما به نظرم جهان اسلام متوجه اهمیت رسانه‌ها شده و خوشبختانه همین می‌تواند تا حدود زیادی موانع را از سر راه بردارد به خصوص در حوزه فضای مجازی که تأثیرات زیادی دارد./ رهیافته