تفکر وهابیت چه خطراتی را در پی دارد؟

cover.3214.200x200

یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد اختلاف و ناامنی در میان مسلمانان است، که امروزه کشتار شیعیان در عراق و پاکستان در مسجد و در حال نماز و در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام با استفاده از ترورهای بیرحمانه و ریختن خون این طائفه از مسلمین اعم از زن و مرد و کودک و بزرگ، در راستای این هدف پلید صورت می گیرد.

محمد بن عبدالوهاب با صراحت می گوید: مشرکین زمان ما از مشرکین عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که آن حضرت با آن ها جنگید بدترند.از آن جا که محمد بن عبدالوهاب عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود (عینیه) فرار کرد و از آن جا به (درعیه) شهر مسیلمه کذاب گریخت و در درعیه با محمد بن سعود ـ جد آل مسعود که امیر آن شهر بود ملاقات کرد.

 

محمد بن عبد الوهاب مؤسس گروه وهابیت در سال 1111 هجری متولد شد و در سال 1206 هـ از دنیا رفت، دوران کودکی خود را در شهر خود (عینیه) در حجاز و به ویژه نجد سپری کرد، بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای (عینیه) به فراگیری علوم پرداخت، برای تکمیل دروس خود وارد مدینه منوره شد، بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی نمود، چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود، به ایران نیز مسافرت کرد، در کردستان یک سال و در همدان دو سال ماند، آن گاه سفری به اصفهان و قم نمود، و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف به کشور خود، حجاز باز گشت و با پدرش به شهر (حریمله) هجرت کرد، و تا وفات پدرش در آن جا ماند، در حالی که پدرش از او راضی نبود.

 

از آن جا که محمد بن عبدالوهاب عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود (عینیه) فرار کرد و از آن جا به (درعیه) شهر مسیلمه کذاب گریخت و در درعیه با محمد بن سعود ـ جد آل مسعود که امیر آن شهر بود ملاقات کرد، قرار شد محمد بن سعود او را یاری کند و در عوض او نیز حکومتش را تأیید نماید، اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترور امیر (عینیه) داد و سپس آل سعود را برای حمله به عینیه تشویق کرد، در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانه هایشان غارت و ویران شد و به نوامیس شان هم تجاوز نمودند، وهابیون به این ترتیب حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.

 

محمد بن عبدالوهاب بر اساس برداشت نادرستی که از (توحید) و (شرک) دارد، بسیاری از اعمال مسلمین از قبیل شفاعت خواستن از اولیای الهی، توسل به انبیا و اولیا، برپایی عزا در سوگ اولیا، تبرک به آثار انبیا و اولیا، دعا خواندن در کنار قبور اولیا، زیارت قبور اولیای خدا، ساختن بنا بر قبور انبیا و اولیا، کمک خواستن از اولیای الهی، نذر برای پیامبر یا ولی، اقامه عزا و مجلس فاتحه و ... را شرک و عاملان به آن ها را مشرک می خواند، و جان و مال و ناموس آن ها را حلال می شمرد.

 

وی با صراحت می گوید: مشرکین زمان ما از مشرکین عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که آن حضرت با آن ها جنگید بدترند، به دو دلیل، اولا: مشرکین زمان پیامبر تنها در حال آرامش بغیر خدا متوسل می شدند، ولی مشرکان زمان ما در آرامش و گرفتاری هر دو به غیر خدا متوسل می شوند، ثانیا: مشرکان جاهلیت سنگ و چوب را می پرستیدند که مخلوق و مطیع خدا بودند ولی مشرکان عصر ما، افراد فاسق را می پرستند, به این ترتیب خون و مال و ناموس آن ها مباح تر است.

 

بعد از آشنایی اجمالی با موسس و تفکر و عقیده و دیدگاه گروه وهابیت، بجا خواهد بود که به برخی از خطرات ناشی از این تفکر برای اسلام و مسلمین نیز اشاره شود.

 

ایجاد شبهه و ترویج شبهات: یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد شبهه و ترویج شبهات است، زیرا این گروه، مسائلی را که همه مسلمانها به عنوان مسائل اسلامی یا مسائل عرفی که هیچ گونه مخالفتی با توحید ندارند، بر صحت آن ها اتفاق نظر دارند، مانند مسائلی که قبلا به آن ها اشاره شد از قبیل شفاعت و توسل و ساختن مسجد برقبور اولیا و ... را مظاهر شرک و عاملین به آن ها را، به عنوان مشرک تبلیغ و ترویج می کنند، این تبلیغات را در راستای تفکر توحیدی وهابیت و جذب مسلمین به این تفکر و تخطئه و شرک آلود بودن تفکر سایر مسلمین، انجام می دهند، بنابراین ترویج شبهات ناشی از تفکر وهابیت خطری است جدی که لازم است مسلمان ها متوجه آن بوده و برای آن چاره اندیشی نمایند.

 

کشتن مسلمانان: یکی دیگر از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، کشتن و قتل عام مسلمانان است. شاهد زنده و گویای این مدعا، قتل عام مردم طائف، و حجاج ایرانی در حرم امن خدا، و از آن ها وحشتناکتر قتل عام مردم (عراق و کربلا) در سال 1216 بود که یک صد و پنجاه هزار تن را بخاک و خون کشیدند و در کوچه های کربلا جوی خون راه انداختند. جرم آن ها این بود که عقیده باطل و خرافی وهابیت را نپذیرفتند، این گروه گمراه نام این جنایت هولناک را، جهاد فی سبیل الله و مبارزه برای نشر توحید گذاشتند، وهابیون که مسلمانان عصر ما را به دو دلیل از مشرکان عصر جاهلیت بدتر می شمرند و با چنین قضاوت معلوم است که چه بر سر مسلمانان خواهند آورد.

نابود کردن گرانبهاترین آثار تاریخی اسلام: یکی دیگر از خطرات ناشی از تفکر و عقیده وهابیت نابود کردن گران بها ترین آثار تاریخی اسلام است، زیرا بر اساس تفکر این گروه منحرف، ساختن بنا و گنبد و بارگاه بر قبور ائمه ـ علیهم السلام ـ و پاکان و صالحان، از آثار شرک و بدعت است، منفجر و تخریب کردن گنبد و بارگاه حرم مطهر عسکریین در 23 محرم 1427 در سامرا و تخریب و انهدام قبرستان بقیع در سال 1344 که مهمترین قبرستان در اسلام است و بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمین است، بدست گروه گمراه وهابیت بر اساس تفکر غلط و عقیده باطل آنان، برای ترویج توحید و مبارزه با آثار شرک، صورت گرفته است.

 

ایجاد اختلاف و ناامنی: یکی از خطرات ناشی از تفکر وهابیت، ایجاد اختلاف و ناامنی در میان مسلمانان است، که امروزه کشتار شیعیان در عراق و پاکستان در مسجد و در حال نماز و در مراسم عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ با استفاده از ترورهای بیرحمانه و ریختن خون این طائفه از مسلمین اعم از زن و مرد و کودک و بزرگ، در راستای این هدف پلید صورت می گیرد، زیرا چنین اعمال وحشیانه و ضد اسلامی و انسانی، جز ملتهب ساختن جو اجتماعی و ایجاد نا امنی و شعله ور ساختن آتش اختلاف و بد بینی و به جان هم انداختن مسلمانان و در نتیجه تضعیف و ناتوان ساختن آنان، و از این طریق آب به آسیاب دشمن ریختن، ثمره و نتیجه دیگری نمی تواند داشته باشد، و این همان چیزی است که استکبار جهانی با تمام توان و قدرت برای رسیدن به این هدف شوم تلاش می کند.

 

جلوگیری از پیشرفت: یکی از خطرات ناشی از تفکر خشک و منجمد وهابیت، جلوگیری از پیشرفت مسلمین در عرصه های مختلف زندگی است، زیرا این گروه متحجر هرگونه مظاهر زندگی جدید و مشارکت زنان در عرصه اجتماعی و لو برای تحصیل دانش، و خدمت به نیازمندان را، بدعت و خلاف شرع می دانند، دلیل زنده و گویایی این خطر عمل طالبان است، که وقتی در افغانستان به قدرت رسیدند، مدارس دخترانه را تعطیل و کار کردن زنان در خارج از خانه را ممنوع، و تلویزیون ها را شکستند و دوربین های عکاسی را که چشم شیطان می دانند، به زمین کوبیده و زیر پا خرد کردند، بدین جهت بود که وقتی امریکایی ها بر آن ها حمله کردند، نه تنها کسی از آن ها دفاع نکرد بلکه به سقوط آن ها کمک کردند، و امریکایی ها را بر آن ها ترجیح دادند، چون فکر می کردند که با سلطه آنان از علم و دانش و آزادی و پیشرفت و هرگونه مظاهر زندگی جدید، هر چند مثبت و مفید محروم خواهند شد، متأسفانه تفکر و اعمال این گروه متحجر و متعصب و خشن، دوست و دشمن را از اسلام بیزار، و ضربه دردناکی به اسلام و مسلمین، وارد آورده و سد راه گسترش آن گردیدند. / رسا

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

.